تامل

اوریانا فالاچی

**********
امشب پی بردم که وجود داری : بسان قطره ای از زندگی که از هیچ جاری باشد . با چشم باز، در ظلمت محض دراز کشیده بودم که ناگهان در دل تاریکی، جرقه ای از آگاهی و اطمینان درخشید: آری، تو آنجا بودی . وجود داشتی . گویی تیری به قلبم خورده بود . و وقتی صدای نامرتب و پر هیاهوی ضربانش را باز شنیدم احساس کردم تا خرخره در گودال وحشتناکی از تردید و وحشت فرو رفته ام .سعی کن بفهمی ... من از دیگران نمی ترسم . با دیگران کاری ندارم . از خدا هم نمی ترسم . به این حرفها اعتقادی ندارم . از درد هم نمی ترسم . ترس من از توست . از تو که سرنوشت، وجودت را از هیچربود و به جدار بطن من چسباند . هر چند همیشه انتظارت را کشیده ام، هیچگاه آمادگی پذیرایی از تو را نداشته ام و همیشه این سوال وحشتناک برایم مطرح بوده است : نکند دوست نداشته باشی به دنیا بیایی ؟ نکند نخواهی زاده شوی ؟ نکند روزی به سرم فریاد بکشی که : " چه کسی از تو خواسته بود مرا به دنیا بیاوری ؟ چرا مرا درست کردی؟ چرا
؟
/ 2 نظر / 12 بازدید
مسعود

ریشه ی گلها رو سوزوندن مگه باز. چشمها و لبهارو دوختن مگه باز این متن ترانه رو 6مرداد85گذاشتید.دوست عزیز من سالهاست بدنبال این ترانه و کلیه کاستش هستم و متاسفانه نام خواننده رو نمیدونم...خاطرات زیادی باهاش دارم.ممنون میشم اگه واسم ارسال کنی. با درود مسعود

شهرام

سلام منهم خیلی با این آهنگ وآهنگهای دیگرش خاطره دارم خیلی دنبال کاستش میگردم تو را خدا اگه مشخصاتی از خوانندش دارید بهم ایمیل بدید. ممممممممممممم رسی